تبلیغات
شکلات - عنوان خر است
 
شکلات
پنجشنبه 3 شهریور 1390 :: شکلات

نمیدونم . شاید درکش سخت باشه که یه آدمی محصور بین دنیاهای متناقض باشه . هم راک استاری مث " مارک نافلر " دیوونش کنه , هم  یه شخصیت علمی خاص و در حالتی حتی یک شهید دوران جنگ . باز اگه ترجمه فصل آخر آخرین کتاب هاوکینگ رو بخونید , راحت تر درکم میکنید که من چرا انقدر گاهی دچار دیپرشن هستم . زندگی من پر از راه و مسیریه که هر کدومش رو میتونم برم . با قدرت هم میتونم برم . این که احساس کنید تازه 20 سالتونه و اول راهید هم میتونه خوشایند و شاداب باشه و هم به دلایلی کاملآ شخصی حزن و اندوه بار . یه آدم 20 ساله که به همه جا دید داره , شاید در نگاه اول خوب و مثبت بیاد اما اساسی ترین مقوله ای که این 20 ساله باید حل کنه این که از این همه جا , اون یه جای واقعیش کجاست و کدوم رو باید بره ؟! فرض کنید که 20 ساله هه شرایط کمی خاص تر هم داشته باشه . کلی مدرک و معدل و لیسانس و آیلتس میخواد و آی اس آی و هزار تا پروژه دانشگاهی که بتونه اَپلای  جایی که میخواد رو حداقل در 2 3 سال آینده برای خودش بگیره و زندگی که میخواد رو آزاد داشته باشه . بدون خاله زنکها , بدون بیماری دروغ  و ریا و فضولی و ... . بتونه هر غلطی که میخواد بکنه , بدون اینکه مجبور باشه به یه مشت آدم درجه 5 توضیح بده. پول اساسآ چیز خوبیه . خوشبخت نمیکنه ولی , نباشه هم بدبخت میکنه . پس اساسآ چیز خوبیه . اما این که یک دانشجو که تقریبآ باید همه وقتشو توی دانشگاه و کلاس بگذرونه و باقیش رو درس بخونه , تا چه حد میتونه زندگیش رو هم رقم بزنه با اون رویای آمریکایی که درس خوندن میخواد , چی کار کنه . دانشجوی متالورژی قصه ما , هوایی هم هست . دلشم پیش یک موجودی گیره و این مسئله خیلی بیشتر از اینه که دانشجوی قصه ما بخواد بگه خب یک عدد دوست دختر لوس و قرتی داره که حالش رو به هم بزنه . نگاه که میکنم , شبایی که نصفشو پای درس و نصف دیگه اش رو نمیدونم چه غلطی میکنم , حجم شدید دو چیز رو حس میکنم , 1- غم 2 – بی قراری و دلتنگی .

به نظر من یکی از کارایی که خدا شب قدر حتما باید بهش توجه میکرده , ردیف کردن برنامه های جووناست . کاش خدا خودش میتونست ما رو دستی اپلای کنه بریم به بلاد کفر . زندگی درجه 2 و یک کشور درجه3 به هر ترتیبی که حساب کنید ارزشش را دارد که برای یک زندگی درجه 3 در یک کشور درجه 1 تلاش کرد . اون مسئله هوایی بودنش که بالاتر عرض کردم شرایط را البته سخت تر هم میکنه . زندگی تو اگه , اتل و متل , خوب و آرومی , چرا انقدر سخت میشی هی میسوزونی ؟!

بگذریم از این صحبتا که انقدر فرسایشیه که آخرش باید یه چیپس و دلستر زد و بیخیالش شد . البته اگه بخوای به همین کیفیت چیپس و دلستر هم فکر کنی , باز میرسی به همین چرخه فرسایشی .

در دو سه لیالی قدری که گذشت من با خدا به نتایج شیوایی رسیدم . غم و اشک هایم را به او سپردم که در تقدیر یک ساله ام به من حال بدهد . من احساس میکنم که خدا من و یارم را در این شب ها دید . من خدا را دوست دارم و همیشه دوست داشته ام . خداوندا زندگی من لابراتواری خوبی است تا تو عدلت را به رخ بنده های حقیرت بکشی .

شوکی را در هفته اخیر از سر گذراندم . در این شب های برای نزول ذلت چند فاحشه دعا کردم برای ذلت دروغ گو و فضول . از خدا برای تک تک آن هایی که در ذهنم بود تقاضای عقاب و بلا کردم . از بعضی هاگذشتم , بعضی ها را بخشیدم به نظرم احمقانه است که در مقابل نیرویی که از حد تصور بشر خارجه , و ساتر و غافر ه , کسی را نبخشم . اول که برای ذلت فاحشه دعا کردم , دیدم باز هم دارم مرتکب عمل احمقانه ای میشم , یک فاحشه جواز ورود به یک ذهن رو نداره پس دعا برای ذلتش هم احمقانه است . 

روزهای سخت و پرحادثه و اشک بار و غمناکی رو گذروندم . ولی حالا , حداقل چیزی که در دلم احساس میکنم , امیده . امیدوارم به این درک برسید که آدم به امیده که زندست مثلا من یه خانومی رو میشناسم 50 سالشه و داره اچ تی ام ال یاد میگیره!! ایشون حدود امید رو رد کردن البته  .. و مهمتر اینکه زندگی کردن با زنده بودن فرق داره . اینم بفمین , من خودم دارم سعی میکنم بفمم .

 

+ آرشیو وبلاگم رو خوندم از این که تغییراتم رو توی نوشته هام حس کردم , خیلی خر کیف شدم . به نظرم وبلاگم مسیر خوبی رو طی کرده .

+ دوست عزیزی که در مورد بحث اعتقادی از من سوال کرده بود , با نهایت احترام , من چنین سوالاتی رو جواب نمیدم . به نظرم یه مسئله کاملآ شخصیه و هر نوع ارتباطی میتونه انحصاری باشه . 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:38 ق.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your website and in accession capital to assert that I acquire in fact enjoyed account your blog posts.
Anyway I'll be subscribing to your augment and even I achievement you access consistently quickly.
شنبه 7 مرداد 1396 10:14 ب.ظ
I could not refrain from commenting. Well written!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:24 ق.ظ
Hello, I enjoy reading through your post. I wanted to write a little comment to support you.
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:09 ق.ظ
My family members every time say that I am killing my time here at web, except I know I am getting experience everyday
by reading thes fastidious content.
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:59 ق.ظ
I know this web site gives quality dependent posts and extra data, is there any other web page
which presents these kinds of stuff in quality?
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:08 ق.ظ
Hi! Quick question that's totally off topic. Do you
know how to make your site mobile friendly? My website looks weird when browsing from my
apple iphone. I'm trying to find a template or plugin that might
be able to fix this issue. If you have any recommendations, please share.
Many thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:17 ق.ظ
I'm impressed, I must say. Seldom do I come across a blog that's both
educative and engaging, and let me tell you, you've hit the nail on the
head. The issue is something which not enough folks are speaking intelligently about.
Now i'm very happy that I found this in my search for something regarding this.
یکشنبه 13 فروردین 1396 09:21 ب.ظ
I'm curious to find out what blog platform you have been using?
I'm experiencing some small security problems with
my latest website and I would like to find something more safe.
Do you have any solutions?
سه شنبه 29 شهریور 1390 05:34 ب.ظ
چراخاموشی......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هستی یا نه
شنبه 19 شهریور 1390 10:53 ب.ظ
خدای تو رو دوست دارم به خاطر آفرینش تو و خدای خودمو دوست دارم به خاطر هدیه دادن تو به من و خدای هردومونو به خاطر شنیدن صدامون. دوستت دارم
شکلات لاو یو سوییتی
پنجشنبه 17 شهریور 1390 06:53 ب.ظ
متوجهم پسرم
دوشنبه 7 شهریور 1390 03:33 ق.ظ
مزه‌ی بادوم تلخ میداد پستت

به اون حداقل چیزی که در دلت هست،امیدوارم
شکلات ممنون . حالا من که بادوم تلخ دوست دارم که
جمعه 4 شهریور 1390 06:36 ب.ظ
آروم باش مرد
شکلات نیستم مرد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




من همینم که هستم

مدیر وبلاگ : شکلات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :