تبلیغات
شکلات - مرهم بذار با زخمات رو حرف عمیقم [ یا صرفآ یک "تف" خالی ]
 
شکلات
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: شکلات

البته بی سابقه نیست . قبلا هم پیش اومده بود که برای مدت یک ماه ننوشته باشم . راستش زندگی اون قدر معمولی و یکنواخت نبود که نشه نوشت , شاید بشه دلیل ننوشتن رو به شخص توده خاکستری و مارپیچ اینجانب نسبت داد و که هر کرمش در جایی , لولیدن گرفته بود .. سرد که باشی , هیچ چیزی برای انتشار وجود ندارد , اصلآ چندِشت می آید روی دکمه انتشار پست کلیک کنی . مگر این همه چیزی که ما برای آن خود را جر میدهیم , ارزش وقت گذاشتن دارد که حالا خواندن دری وری ارزشش را نداشته باشد ؟ به نظر من همه انسان ها در سطح کلان انسان های شرووری هستند..یک صلوات ختم کنید . 

توضیحات : پریود ذهنی . 

  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:10 ب.ظ
I got this web page from my buddy who told me about this site
and now this time I am browsing this web site and reading very informative articles at
this place.
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:22 ق.ظ
Hi, I log on to your blog daily. Your story-telling style
is witty, keep up the good work!
یکشنبه 17 مهر 1390 09:03 ق.ظ
انقدر دیر به دیر ننویس دوست ندارم وقتی به وبلاگت سر میزنم هنوز به روز نشده باشه خودت كه میدونی اینجا رو چقدر و چرا دوست دارم این پریودای ذهنی رو هم یه كم كمش كن و از اون چیزای خوب خوب بنویس
شکلات baiad dar jariane ye hese kheili khub gharar begiri , injaneb hese besiar khubi be commenthaie daram ke az asare angoshte to johar migire ..
دوشنبه 11 مهر 1390 11:24 ب.ظ
chera be man javab nemidi..zang zadam khamosh budi,,
شکلات همون شماره ی قبلیم رو 0939 روش بگیر .
دوشنبه 11 مهر 1390 09:25 ب.ظ
اللهم صل علی ما و آل ما و کلیه دوستان و آشنایان و وابستگان...ضمنا مراسم هفت آن مرحوم در کلیسای جامع سید برنارد منعقد میباشد. با تشکر.
خبر داری کنکوری شدم ؟!
آه!
شکلات آره , بزرگ شدی دیگه . اصن سخت نگیر .. راحت بخون :)
دوشنبه 11 مهر 1390 03:09 ب.ظ
بعضی مان یک مرتبه بیدار می شویم،بعضی آهسته و بعضی هیچ وقت.اما اگر بیدار شویم دیگر فکر و نظر دیگران هیچ تاثیری در حالمان ندارد.اینکه وقتی مارا می بینند چشمشان برق بزند یا برعکس،پره های دماغشان با نفرت باز و بسته شود،هیچ اهمیتی نداردومهم این است که خودمان جلوی آینه می ایستیم چه می بینیم!!!

اگر نتوانیم جلوی آینه بایستیم و به خودمان نگاه کنیم یا اگر نتوانیم با خیال هامان بازی کنیم،نتوانیم و نخواهیم به هیچ چیز و هیچ کس فکر کنیم،چه کار می کنیم؟ شاید همان کارهایی که معشوق من کرد و من دارم می کنم...
یکشنبه 10 مهر 1390 09:24 ب.ظ
دیگه کم کم داره خاک میخوره بپا !
پنجشنبه 7 مهر 1390 11:17 ب.ظ
والا!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




من همینم که هستم

مدیر وبلاگ : شکلات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :