شکلات
جمعه 17 شهریور 1391 :: شکلات
دارم بعد از مدت ها شوپن گوش میکنم . گوش که میکردم . منظورم این است که بعد از مدت ها روی شوپن قفل شده ام . آخرین باری که شوپن قفل شده بودم بعدش عاشق شدم . و الان وارد سومین سال عشق میشم . به نظرم شوپن برای من پیام هایی از آن دنیا می فرستد . به نظرم شوپن درد های سر من در پیش دانشگاهی رو خوب میکرد . مثل یک زن مهربان سی و چند ساله که وقتی درد   داشته باشی می فهمد و برایت یه کاری میکند که فقط خودت متوجه اش میشوی . راستش دیگر من آدم سیبیلی شده ام ولی این زن سی و چند ساله مهربان نمیدانم چرا پیر نمی شود ؟ دلم که میگیرد . زیاد هم میگیرد . ولی انقدر کار دارم که یادم می رود باید بهش توجه کنم .باز از  شوپن بگم که مثل یه روز شدید بارونیه که بغض داری و قدم میزنی و درخت ها و آدم ها رو نگاه میکنی و فکر میکنی این دنیا نباید انقدر طولانی باشه . فکر کنی که چقدر عشق هست که باید تو دنیا اجرا بشه و نمیشه . به یک نیمکت خیس نگاه میکنی و فکر میکنی کاش یه چتر قرمز وحشی داشتی و به نیمکت تکیه اش میدادی و مینشستی و به خیز خیز خوردن درخت و برگ نگاه میکردی یا این که دخترت را می بوسیدی و به او زیبایی های روبه رویش را نشون میدادی و با او چس ِ فیل میخوردی و میگفتی دختر عزیزم , ستاره ی بابا , اصلن مهم نیست که تو به دنیا نیومدی یا کی قراره به دنیا بیای , اما خوبه بدونی  بابای تو چیز هایی رو میبینه که ممکنه بابای دوستان تو نبینن . تو دیگه هزار ماشالا برای خودت دافی شدی و باید این چیزها را بدانی . سپس دخترت می رود روی پنجه پاهایش خودش را لوس میکند از خوشحالی و بعد باز شوپن گوش میکنیم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




من همینم که هستم

مدیر وبلاگ : شکلات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic