تبلیغات
شکلات - مثنوی آدم ها - گذری تحلیلی بر کثافتی که درگیرش میشویم .
 
شکلات
یکشنبه 31 مرداد 1389 :: شکلات

وقتی یه آدم میاد به یه آدم دیگه میگه دوستش داره , اون آدم اول باور نمیکنه . بعد که یه کم میگذره , دقیقآ زمانی که اون آدم تصمیم میگیره باور کنه و اون هم طرفشو دوست داشته باشه , دقیقآ همون موقع آدم اولی ناپدید میشه . آدم دومی هی غصه میخوره برای چی خر شد و حرفای آدم اولی رو باور کرد . آدم دومی باز شروع میکنه به گند زدن توی آرمان ها و فاکتور های ایده آل ذهنی خودش . آدم اولی میره یه نفر دیگه رو پیدا میکنه به اون هم میگه دوستش داره , عاشقشه و آدم دومی نمیدونه که برای این آدم سومی هم ناپدید میشه یا میمونه کنارش . آدم دومی اگه اینو میدونست که آدم سومی هم همین سرنوشت رو داره ,  دهن نمیذاشت برای آدم اولی .

خلاصه این که حواستون باشه .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:18 ب.ظ
Great blog here! Also your site loads up very fast!
What host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my web site loaded up as quickly as yours lol
سه شنبه 20 تیر 1396 07:35 ب.ظ
I'm very happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not the accidental misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 11:07 ق.ظ
Excellent web site. A lot of useful info here. I
am sending it to some friends ans additionally sharing in delicious.

And certainly, thanks to your effort!
جمعه 18 فروردین 1396 08:32 ب.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your
blog. It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable
for me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create your theme?
Great work!
دوشنبه 2 خرداد 1390 07:25 ب.ظ
http://hadijafari.blogsky.com/1390/02/24/post-537/
شکلات ایشون استاد بنده هستند و بنده تا ابد شاگردشون .. از راه دور دستشونو میبوسم
پنجشنبه 4 شهریور 1389 04:56 ب.ظ
فی الواقع ادم اولی یه رووووز سرد پااااییز! گلدونشوووو(آدم دومیو!) شكسته!
....
بازم به گلدونش (آدم سومی!) میگه با من بمون همیشه! میگه ك بی تو میمیرررررم گل بی گلدون نیمیشه!
چه خریتی میكنن! حرفاشو باور میكنن!
كلا
اینا
شکلات اینا .
چهارشنبه 3 شهریور 1389 11:33 ق.ظ
زن نامهربون دشمن جونه
شکلات رو اشیلمی رفیق ! پات رو سیمه .
سه شنبه 2 شهریور 1389 03:08 ب.ظ
فکر کنم آدم دومی باشی
شکلات هه :دی هستی ؟
سه شنبه 2 شهریور 1389 12:18 ب.ظ
می تونیم راجع بش بحث کنیم
شکلات بله بله
سه شنبه 2 شهریور 1389 11:15 ق.ظ
باباتوجه مبذول داشتیم اینجوریه تازه!
فكر كردی چی مثلا!
ضمنا اون "آباجی" هست :دی
شکلات تنکس اباجی
سه شنبه 2 شهریور 1389 01:58 ق.ظ
سلام. یه جورایی یاد طلوع آفتاب افتادم . بلند شدن از یه خواب خیلی بلند در حالی كه فكر می كنی تازه چند دقیقه پیش بود كه خوابت برده !!!

تو در این جنگ تنهایی ، تنها !!!
شکلات تنها , تنها , تنها , رقصیدم ...

مرسی اومدی اینجا . میسم یو شده بود :دی
سه شنبه 2 شهریور 1389 01:08 ق.ظ
اون دوست عزیز کامنت قبل رو اشتباه نوشتم راستی
تو بخونش "چطوری حاجی"
شکلات میگم ! یه کم غیر قابل هضم بود ...

به هرحال چاکرم حاجی . :دی
سه شنبه 2 شهریور 1389 01:07 ق.ظ
دوست عزیز
همین مسئله ای که بهش اشاره کردی سالیان درازیه که موضوع فیلم ها و کتاب های رمنسه و همچنان به پیچیدگی خودش باقی مونده
میزان کثافت کاریش هم دقیقا به آدمایی که این مثلث عشقی رو تشکیل میدن ربط داره
به هر حال زندگیه دیگه
زندگیتو بکن
شکلات زندگی میکنیم ...
دوشنبه 1 شهریور 1389 02:54 ب.ظ
شخصیت چهارمی اگه وجود داشت رسمن هنگ می کردم!
شکلات ای بابا زودتر میگفتی خو :دی
دوشنبه 1 شهریور 1389 11:49 ق.ظ
هنوز یاد نگرفتیم از خودمون شروع بشیم و هنوز دوست داریم به اهمیت کلی آب و درخت فکر کنیم نه به کاربردهای اونا! دوست داریم سهراب بگه:"آب را گل نکنیم،در فرو دست کفتری می خورد آب" و دوست نداریم بپذیریم که اگر کفتاری هم در فرو دست آب بخوره چیزی تو برخورد ما باآب وچرخه ی حیات عوض نمیشه!ما هنوز مردگان احساسیم.
(این کام واسه ی سه پست اخیر بود)
شکلات عالیه مرسی . نمیفهمم البته :دی
دوشنبه 1 شهریور 1389 01:22 ق.ظ
ول کن اینا رو! بزن بکش اولی و دومی و سومی و همه رو! اینا همه اش بازیِ! آره دادا! :))
شکلات فکر میکنم بت حالا ! ببینم دادا لفظ خیلی شیرینیه این سبکی به آبجی چی میگن ؟ میگن همون آبجی , هم شیره خان باجی ... دختر 800ی :دی ؟
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:01 ق.ظ
مگه این آقا/خانم چی گفته؟!
شما ببخشید به بزرگواری خودتان اگر چیزی گفته
عذر خواسته میشود.
شکلات چی چی و عذر خواسته میشود شما با ما هماهنگ کن بعد عذر بخواه :دی
یکشنبه 31 مرداد 1389 10:50 ب.ظ
tazAE 100 TA ham Com ba HAM mizaRe
شکلات به تو چه اصن !
یکشنبه 31 مرداد 1389 10:49 ب.ظ
man Asan nemikhasam Com beDam vAli in AGha khaNumi ke Bi esm cOm mizare khEili rOO asabaAM bo0d CHe vazesheeeeeeeee
شکلات همینه که هست !
یکشنبه 31 مرداد 1389 04:17 ب.ظ
چنی پیچیده
شکلات واقعآ
یکشنبه 31 مرداد 1389 04:15 ب.ظ
میدانید مشكل اینجاست كه از این عمل آدم اولی چندین و چند "آدم اولی" دیگر زاده میشوند!
آدم دومی و سومی و ان(!)امی در صدد انتقام برامده هریك مركزیت یك دایره دیگر را بر عهده میگیرند
اینگونه میشود ك جامعه ای پیچ در پیچ داریم با آدم هایی سوراخ سوراخ! ك شاید گاها یك آدم هایی هم درش پیدا شوند كه هنوز خطی ازشان عبور نكرده باشد!
در نهایت خود ادم اولی هم از اول آدم اولی نبوده است كه!
عقب ك میرویم انگیزه ی آدم اولی هم شاید برایمان روشن شود
ولی عقب تر ك برویم میشود قضیه مرغ و تخم مرغ!
شکلات واقعآ تحلیل بخردانه ای بود .
فقط پیشنهاد میکنم حتمآ به رژیم غذایی قبل از خوابتون توجه ویژه مبذول بفرمایین که به هر حال ... :دی
یکشنبه 31 مرداد 1389 04:07 ب.ظ
اگه آدم اولی "آدم" باشه آدم دومی هم بعد یه مدت باور كنه پاره خط داریم (دو نقطه و یك خط)
اگه آدم اولی آدم سومیو ول نكنه یه مثلث داریم ك آدم دومی اندرش ول معطله
اگه آدم اولی آدم سومیم ول كنه در حالت كلی یك دایره داریم!
آدم اولی مركز دایره است و قطرهایی به تعداد بی شمار به سمت بی شمار نقطه روی محیط دایره
مركزیت دایره قطعا باید كار پستی باشد!
در نهایت روزی یك پرگار سوراخش خواهد كرد آدم اولی را
ارى
چنین است!
شکلات اتفاقآ متذکر شم حضورتون که بنده در کنکور تنها به یک سوال هندسه پایه جواب دادم که از قضا غلط هم بود :دی
یکشنبه 31 مرداد 1389 01:18 ب.ظ
شکلات چپ !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




من همینم که هستم

مدیر وبلاگ : شکلات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :